ختم قران برای یه فرشته کوچک که فقط 7 ساله هست و بیمار
شب نهم ذی القعده
شب نهم از شبهای متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است
1-
دعایی که با با این عبارت آغاز میشود، خوانده شود اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شبهاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد.2- [
به نقل كفعمى ] تسبیحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .3-
دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نیز وارد است، خوانده شود.4-
زیارت امام حسین علیه السلام .اعمال روز عرفه
روز نهم روز عرفه و از اعیاد عظیمه است اگرچه به اسم عید نامیده نشده است . عرفه روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره های جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و راندهتر و خشمناكترین اوقات خواهد داشت و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را شنید كه از مردم تقاضای کمک مىنمود. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مىكنى؟ حال آن كه در این روز امید مىرود که بچههاى در شكم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند
.براى این روز اعمالی ذکر شده است
:1-
غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود .2-
زیارت امام حسین علیه السلام ،كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احادیث، در كثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر كسى توفیق یابد كه در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نیست.
3- بعد از نماز عصر پیش از آن كه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زیر آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزیده گردد. پس چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اوّل بعد از حمد، توحید و در دوم بعد از حمد، قُل یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحید پنجاه مرتبه بخواند. كه این نماز، همان نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است .
4- شیخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پیدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.
5- مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین علیه السلام در روز و شب عرفه .
6- تسبیحات حضرت رسول صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله در روز عرفه
که در ذیل میآید
:سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدایى كه در آسمان است عرش او منزه است خدایى كه در زمین است فرمان و حكمش
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ
منزه است خدایى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى كه در دریا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدایى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى كه در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ
منزه است خدایى كه در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى كه آسمان را بالا برد منزه است خدایى
الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ پس
كه زمین را گسترد منزه است خدایى كه ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش * *
بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه و بخوان
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است .
7- سوره توحید صد مرتبه و آیة الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعای ذیل خوانده شود:
لااِلهَاِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى وَ یُمیتُ
معبودى جز خدا نیست یگانه اى كه شریك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بمیراند
وَیُمیتُ وَیُحْیى وَهُوَ حَىُّ لا یَموُتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ َقدیرٌ
و بمیراند و زنده كند و او است زنده اى كه نمیرد هرچه خیر است بدست او است و او بر هر چیز توانا است.
ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَیْهِ
آمرزش خواهم از خدایى كه معبود بحقى جز او نیست كه زنده و پاینده است و بسویش توبه كنم
ده مرتبه یا اَللّهُ ده مرتبه یا رَحْمنُ ده مرتبه یا رَحیمُ ده مرتبه یا بَدیعَ
اى خدا * اى بخشاینده * اى مهربان * اى پدیدآرنده
السَّمواتِ وَالاْرْضِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه یا حَىُّ یا قَیُّومُ ده
آسمانها و زمین اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى زنده و اى پاینده*
مرتبه یا حَنّانُ یا مَنّانُ ده مرتبه یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه امینَ ده مرتبه
اى پرعطا اى پرنعمت * اى كه معبودى جز تو نیست * اجابت كن *
8- ذكر صلوات از حضرت صادق علیه السلام
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ یا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ یا
خدایا از تو خواهم اى كسى كه او نزدیكتر است به من از رگ گردن اى
مَنْ یَحوُلُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ
كه حائل شود میان انسان و دلش اى كه او در دیدگاه اعلى است و در افق
الْمُبینِ یا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى یا مَنْ لَیْسَ كَمِثْلِهِ
آشكارى است اى كه او بخشاینده است و بر عرش استیلا دارد اى كه نیست مانندش
شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد
چیزى و او شنوا و بینا است از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد .
و بخواه حاجت خود را كه برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان این صَلَوات را كه از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواهد مسرور كند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ایشان بگوید
:اَللّهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ یا خَیْرَ
خدایا اى بخشنده ترین عطابخشان و اى بهترین
مَنْ سُئِلَ وَیا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى
درخواست شدگان و اى مهربانترین كسى كه از او مهربانى جویند خدایا درود فرست بر محمد و آلش در
الاَْوَّلینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
زمره پیشینیان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسینیان و درود فرست بر محمد
و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلینَ
و آلش در ساكنین عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلین
اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسیلَةَ وَالْفَضیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ
خدایا عطا كن به محمد و آلش مقام وسیله و فضیلت و شرف و رفعت
وَالدَّرَجَةَ الْكَبیرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
و درجه بلند خدایا من ایمان آوردم به محمد صلى الله علیه و آله
وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِیمَةِ رُؤْیَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى
با اینكه او را ندیده ام پس در روز قیامت از دیدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشینى او را روزیم فرما
عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِیّاً سآئِغاً هَنَّیئاً لا اَظْمَاءُ
و بر كیش او بمیرانم و بنوشانم از حوض او (حوض كوثر) نوشاندنى سیراب و جانبخش و گوارا كه
بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى
پس از آن هرگز تشنه نشوم كه براستى تو بر هرچیز توانایى خدایا من ایمان آورده ام به محمد صلى
اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً
الله علیه وآله و او را ندیده ام پس در بهشت رویش را به من نشان ده خدایا برسان به محمد
صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِیَّةً كَثیرَةً وَ سَلاماً .
صلى الله علیه و آله از جانب من تحیتى بسیار و سلامى
.9-
دعای ام داود خوانده شود .10-
این تسبیح را كه ثواب آن بسیار است گفته شود:سُبْحانَ اللّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ
منزه باد خدا پیش از هر كس و منزه باد خدا پس از هركس و منزه باد خدا با هركس و منزه باد
اللّهِ یَبْقى رَبُّنا ویَفْنى كُلُّ اءَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ
خدا كه باقى ماند پروردگار ما و فانى شود هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح
الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ
تسبیح گویان فزونى بسیارى پیش از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر
تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً
تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیارى پس از هركس و منزه باد خدا تنزیهى كه
یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحینَ فَضْلاً كَثیراً مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَ سُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَفْضُلُ تَسْبیحَ الْمُسَبِّحِینَ
فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان فزونى بسیار با هر كس ، و منزه باد خدا تنزیهى كه فزونى گیرد بر تسبیح تسبیح گویان
فَضْلاً كَثیراً لِرَبِّنَا الْباقى وَیَفْنى كُلُّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً لا یُحْصى وَلا یُدْرى وَلا یُنْسى وَلا
برترى بسیارى براى پروردگار ما كه باقى ماند و جز او فانى شودهر كس و منزه باد خدا تنزیهى كه به شماره در نیاید و دانسته نشود و فراموش نگردد و
یَبْلى وَلا یَفْنى وَلَیْسَ لَهُ مُنْتَهى وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبیحاً یَدوُمُ
كهنه نشود و فنا نپذیرد و انتهایى برایش نباشد و منزه باد خدا تنزیهى كه دوام داشته باشد
بِدَوامِهِ وَیَبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنِى الْعالَمینَ وَشُهوُرِ الدُّهوُرِ وَاَیّامِ
به دوام او و باقى ماند به بقاى او در طول سالهاى این جهان و سایر جهانیان و ماههاى این روزگار و هر روزگار و روزهاى
الدُّنْیا وَساعاتِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ وَسُبْحانَ اللّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا
دنیا و ساعات شب و روز و منزه باد خدا تا جاویدان است جاوید و همراه با جاوید بدانسان كه
لا یُحْصیهِ الْعَدَدُ وَلا یُفْنیهِ الاَْمَدُ وَلا یَقْطَعُهُ الاَْبَدُ و َتَبارَكَ اللّهُ
شماره اش نتوان كرد و زمان و مدت آنرا به فنا نكشاند و قطعش نكند ((هرگز)) و بزرگ است خدا
اَحْسَنُ الْخالِقینَ پس بگو: وَالْحَمْدُ لِلّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلّهِ بَعْدَ كُلِّ
بهترین آفریدگان * و ستایش خاص خدا است پیش از هركس و ستایش از آن او است پس از هر
اَحَدٍ تا آخر دعا لكن بجاى هر سُبْحانَاللّهِ الْحَمْدُلِلّهِ بگو و چون به اَحْسَنُ
كس * منزه است خدا و ستایش خاص خداست * بهترین
الْخالِقینَ رسیدى بگو: لا اِلهَ اِلا اللّهُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر بجاى سُبْحانَ اللّهِ
آفریدگان * معبودى نیست جز خدا پیش از هركس * منزه است خدا
لا اِلهَ اِلا اللّهُ مى گوئى و بعد از آن بگو: وَاللّهُ اَكْبَرُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر كه بجاى
جز او خدایى نیست * و خدا بزرگتر است از توصیف پیش از هر كس
*سُبْحانَ اللّهِ اَللّهُ اَكْبَرُ مى گوئى پس مى خوانى دعاى : اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاءَ وَتَهَیَّاءَ را كه
منزه است خدا و خدا بزرگتر است از توصیف
11-
دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه خوانده شود.12-
در آخر روز عرفه این دعا خوانده شود :یا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّكَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لى لا تَنْقُصُكَ فَاَعْطِنى ما لا
پروردگارا همانا گناهان من زیانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا كن به من
یَنْقُصُكَ وَاغْفِرْ لى ما لایَضُرُّكَ و ایضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَیْرَ ما
آنچه را نقصانت نرساند و بیامرز برایم آنچه را زیانت نزند * خدایا محرومم مكن از آن خیرى كه
عِنْدَكَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلا
نزد تو است بخاطر آن شرى كه در پیش من است پس اگر تو به رنج و خستگیم رحم نمى كنى پس
تَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصیبَتِهِ
محرومم مدار از پاداش مصیبت دیده اى بر مصیبتش
.13-
دعای مشلول خوانده شود.منبع
:مفاتیح الجنان
التماس دعا
دحو الارض
دحو الارض؛ فرصتی برای عبادت و مغفرت
در این روز، بخش هایی از کره زمین که سراسر از آب بود شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
تعریف:
دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.
از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.
ذوالقعده؛ ماه حرام
ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه های حرام است. ماه های حرام زمان هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.
اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان برد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.
مناسبت های دیگر این روز
گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:
دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.
از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل ربع مسکون امروزین درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.
ذوالقعده؛ ماه حرام
ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه های حرام است. ماه های حرام زمان هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.
اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان برد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.
مناسبت های دیگر این روز
گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:
میلاد شیخ الانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام
میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام
خروج رسول اکرم |(ص) از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می کردند.
در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.
اعمال شب و روز دحو الارض
روزه :
یکی از آن چهار روز است که در تمام سال بفضیلت روزه ممتاز است .
و در روایتی روزهاش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود و از برای روزهدار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است و از برای این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل وارد است .
نماز :
نمازی که در کتب شیعه قمیین روایت شده .
و آن دو رکعت است در وقت چاشت در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره و الشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ پس دعا کند و بخواند یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ .
دعا :
خواندن این دعا است که شیخ در مصباح فرموده مستحب است خواندن آن
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ
روز دحو الارض (گسترده شدن زمین)
و آن روز بیست و پنجم ماه ذی القعده است
و دلیل بر اهتمام به دعا برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام
در این روز و درخواست زودتر رسیدن فرج آن حضرت
از درگاه خداوند خالق منّان،دعایی است که
در کتابهای «اقبال» و «زاد المعاد» (1) نقل شده است.
و برای این درخواست در این روز نکات ارزندهای
به خاطر رسیده که برای تشویق بندگان خدا یاد میکنیم:
1 - روزی است که خداوند در مانند آن وعده فرموده
که آن جناب صلوات اللَّه علیه را ظاهر گرداند
و هنگامی که مؤمن میبیند چنین روزی در این سال فرا رسید
و امامش ظهور ننمود، اندوهش تجدید و غصهاش شدید میگردد
و عقل و ایمانش او را بر دعا کردن برای آن حضرت
و درخواست تعجیل امر فَرَجش وا میدارند.
2 - اینکه در چنین روزی رحمت گسترش مییابد
و دعا مستجاب میشود چنانکه در روایت آمده
پس مؤمن که امامش را از جانش عزیزتر میداند،
و او را از اولاد و خاندان و عشیره خویش بیشتر دوست میدارد،
دعای خالصانه خود را به برطرف شدن
غم و اندوه مولایش اختصاص میدهد.
(برگرفته از سایت آیه های انتظار)
وای حسین کشته شد (سالروز عاشورای شمسی):
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا أباعبدالله الحسین و علی الأرواح التی حلّت بفنائک
علیک منّی سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار
و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم
السلام علی الحسین
و علی علیّ بن الحسین
و علی أولاد الحسین
و علی أصحاب الحسین.
بیست و یکم مهرماه هر سال، مصادف است با سالروز عاشورای شمسی.
توضیح:
در مورد اینکه دههی محرم و عاشورای سال 61 هجری که آقا أبی عبدالله علیه
السلام به شهادت رسیدند، به حساب سال شمسی، در چه ایامی واقع شده،
اختلاف هست. مثلاً بعضی مداحها (برای اینکه بگویند هوا خیلی گرم بوده) میگویند
روز عاشورای آن سال، در تیرماه واقع شده و ...
(صد البته روز عاشورای آن سال بسیار گرم و سوزناک بوده٬ و خود کارو زار هم به عطش یاران و بنی هاشم می افزوده).
اما نقلهای دیگری هم هست.
بعضی از علمای بزرگوار همچون علاّمهی شعرانی و علاّمه حسنزاده آملی و برخی
دیگر، که عالِم به علومی چون علم هیئت، نجوم و ریاضیات هستند، با استفاده از این
علوم، اختلاف هر سال شمسی با قمری را دقیقاً حساب کردهاند، حتی روز و دقیقه
و ثانیه و دهم و صدم ثانیه را نیز محاسبهی دقیق کرده و به این نتیجه رسیدهاند که:
اول محرم سال 61 هجری، مصادف بوده با 11 مهرماه و عاشورای آن سال، مصادف
هست با 21 مهرماه.
البته هم این بزرگواران و هم سایر علمای شیعه، عزاداریهایشان را به همان سال
قمری و همان دههی محرم قمری برگزار میکنند. ولی در این ده روز مهرماه،
بخصوص 21 مهرماه را برخی بزرگان بصورت فردی و خصوصی به عزاداری میپردازند.
و چقدر خوب است که ما هم این روز را به یاد داشته باشیم و هر سال 21 مهرماه را
بعنوان عاشورای شمسی، بزرگ بداریم.
اجرتان با امام حسین علیه السلام.




ویژه نامه میلاد فرخنده حضرت معصومه(س){دهه كرامت} و گرامیداشت روز دختر

بانوی بزرگواری که عصمت مادر خود حضرت زهرا (س)
در او تجلی یافت،
پیراسته از زشتیها و شبنم معطر آفرینش است.
به همه عاشقان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام
و تمامی دختران مومنه كه الگویشان حضرت معصومه
سلام الله علیهاست تبریك و تهنیت عرض می كنیم
نام مقدس: فاطمه كبری
لقب شریف: معصومه علیهاالسلام
پدر بزرگوارش: حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام
مادر گرامی اش: حضرت نجمه خاتون
ولادت باسعادت: اول ذیقعده الحرام 173 ه ـ.ق
محل ولادت: مدینه منوّره
ورود به قم: 23 ربیعالمولود 201 ه ـ.ق
هدف از مسافرت: دیدار برادر خود علی بن موسی الرضا علیهالسلام كه در خراسان بود.
رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیعالثانی 201 ه ـ.ق (بنا به قول معتبر)
سنّ مبارك: 28 سال
محل عبادتش در قم: بیتالنّور (واقع در میدان میر «قم»)
پاداش زیارت بامعرفت آن حضرت: بهشت برین
پاكیزه گوهر صدف اعتبار قم
اهلبیت پیامبر(ع) چهرههاى پرفروغى به جهانیان عرضه كردهاند و نامشانمانند ستارگان درخشان در آسمان فضیلتها مىدرخشد;
درخشانترین ستاره در میانبانوان هفتمین منظومه ولایت; فاطمه كبرى فرزند پاكیزه موسى بن جعفر(ع) است. كهسالهاست تشنگان معرفت از حریمش زلال ایمان مىنوشند و عارفان با گذر بر زندگىفرزانهوارش و درك لحظههاى آسمانى شدنش، درهاى عروج را به روى خود مىگشایند
وبوى وصال را در گستره زمین منتشر مى سازند.
او والاترین دختر موسى است و از اینروست كه هر گاه نامى از پدر برده شود، یادى از او نیز به میان مىآید با اذعان به این حقیقت كه پیرامون زندگانى حضرت فاطمه معصومه(س)تحقیق كاملى صورت نپذیرفته است، به خاندان، اوضاع سیاسى، عصر تولد، و نظراتىكه پیرامون تولد حضرت ارائه شده است، مى پردازیم.
تولد فاطمه معصومه(س) براى اهلبیت(علیهم السلام) اهمیتى خاص داشتزیرا این خبر قبل از تولد بارها توسط امام صادق(ع) اعلام مىشد و به این ترتیباز همان ایام شیعیان به شناخت مقام والاى وى فرا خوانده مى شدند. از جمله آنگاهكه گروهى از شیعیان رى نزد امام صادق(ع) آمدند، حضرت فرمود: آفرین بر برادرانما از اهل قم.
آنان گفتند: ما اهل رى هستیم. ولى امام همان جمله پیشین راتكرار فرمود. و ادامه داد:
«الا ان لله تعالى حرما و هو مكه. الا ان لرسول اللهحرما و هو المدینه الا ان لامیرالمؤمنین حرما و هو الكوفه الا ان حرمى و حرم ولدىبعدى قم الا ان قم كوفتنا الصغیره. الا ان للجنه ثمانیه ابواب ثلاث منها الى قم.تقبض فیها امراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بن موسى. تدخل بشفاعتها شیعتناالجنه باجمعهم».
براى خداوند حرمى است كه مكه است، حرم رسول، مدینه حرم امیر مومنان كوفه است وحرم من و فرزندانم قم است. بدانید قم كوفه كوچك ماست. بدانید بهشت هشت در داردكه سه در آن به سوى قم است.بانویى از اولاد من در آنجا وفات مىكند كه نامش فاطمه دختر موسى است. همه شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت مى شوند.
این خبر و نحوه تعریف حضرت از قم بهطور طبیعى مىتوانست گروهى از اهالى رى را به عزیمتبه سوى قم برانگیزد و درحقیقت اهمیت ویژهاى را كه شهر قم به خاطر حضور فاطمه كبرى مىیافتبراى آنانبازگو كند.
مى توان گفتبه همین خاطر گروههایى از مردم قم از جمله صاحبان فكر واندیشه از آمدن چنین بانویى به قم مطلع بودند و براى فرا رسیدن آن زمان و یارىو پاسداشت مقدم وى لحظه شمارى مى كردند. نكات دیگرى نیز از این روایتبه دست مى آید از جمله این كه قم حرم ائمه طاهرین است. موضوعى كه در دهها روایت دیگراز زبان پیامبر(ص)، امام على(ع) و اغلب ائمه یكى پس از دیگرى به آن اشاره شده است.
در خبرى دیگر نیز امام صادق(ع) به پیشگویى تولد وى پرداخت. آن روز یكى ازشیعیان به نزد حضرت آمد، امام را دید كه با كودكى در گهواره سخن مى گوید. گامى جلوتر نهاد و مبهوت از این واقعه پرسید: آیا با این طفل سخن مىگویید؟ امام اورا دعوت كرد تا با كودك در گهواره سخن بگوید. مرد باز هم جلوتر آمد و سلام كرد.كودك نه تنها جوابش را داد; بلكه گفت:
اى مرد نامى را براى دخترت [كه تازهمتولد شده است] انتخاب كرده اى كه خداوند آن را دشمن مى دارد پس نامش را عوض كن[وى نام دخترش را حمیرا گذاشته بود] شگفتى مرد دو چندان شد. آنگاه امام صادق(ع) فرمود:
«این كودك فرزندم موسى است.
خداوند از او دخترى به من عنایت مى كند كه نامش فاطمه است. او را در سرزمین قمبه خاك مى سپارند. هر شخصى كه او را در قم زیارت كند، بهشت برایش واجب مى شود».
برگرفته از سایت آیه های انتظار
این الرجبیون-امام خمینى(ره) در محضر معصومان علیهم السلام
از معانی رجب به شدت ریزش نیز یاد شده است یعنی گناهان در این ماه همانند ریزش برگ درختان در پاییز، در اثر استغفار می ریزد و خداوند در این ماه توجه خاصی بر بندگانش دارد و رجب و شعبان را برای آماده شدن برای رمضان قرار داده است تا بندگانش هر چه بیشتر آماده دریافت رحمت واسعه الهی گردند. در روایات آمده است که وقتی ماه رجب وارد می شود فرشته ای خطاب به بندگان می گوید، خوشا به حال اهل ذکر (طوبی اهل الذکر)، خوشا به حال اهل طاعت (طوبی اهل الطاعه). پس چه نیکوست که انسان این لحظات را قدربداند و به ندای این الرجبیون لبیک گوید و خود را در خیل آمرزیدگان این ماه عزیز قرار دهد.
لیلة الرغائب
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند که شبی با ارزش و با عظمت است. کلمة "رغائب" جمع "رغیبه" به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می باشند. بنابر بر معنای اول " لیلة الرغائب" یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند در این شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند. بنابر معنای دوم لیلة الرغائبیعنی شبی که در آن عطاء و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با رو آوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاکساری در برابر عظمت حق، شایسته دریافت انعام وعطا و بخشش بی کرانه حق می گردند.
امام خمینى(ره) در محضر معصومان علیهم السلام
سید عباس رفیعىپور
سخن از پروانههایى است كه گرد شمع وجود امام جمع شدند و ازگرمى ولایت و پرتو انوار خورشید درخشان حضرتش بهرهها بردند واز یار سفركرده و خاطرات جاودان پیوندش با ساحت مقدس عترت سخنگفتند تا همه نسلها با پیروى از حضرتش در شمار ارادتمنداناهلبیت: جاى گیرند. در اینبخش به فرازهایى از آن خاطرات اشارهمىشود. باشد تا از سیره عملى این اسوه علم و عمل جرعهاىبرگیریم و مشعلى فرا روى نسل جوان بر افروزیم. انشاءالله.
زیارت امام رضا(ع)
آقاى سیدحمید روحانى مىگوید:
یكى از علما براى من نقل مىكرد كه یك سال تابستان به اتفاقامام و چندتن دیگر از روحانیون به مشهد مشرف شدیم و خانهدربستى گرفتیم. برنامه ما چنین بود كه بعد از ظهرها، پس ازیكى دو ساعت استراحت، از خواب بلند مىشدیم و به طور دستهجمعىروانه حرم مطهر مىشدیم و پس از زیارت و نماز و دعا به خانهمراجعت و در ایوان باصفایى كه در آن خانه بود، مىنشستیم و چاىمىخوردیم. برنامه امام این بود كه با جمع به حرم مىآمدند، ولىدعا و زیارتشان را خیلى مختصر مىكردند و تنها به منزلبرمىگشتند; و آن ایوان را آب و جارو مىكردند، فرش پهنمىكردند، سماور را روشن مىكردند و چاى را آماده مىساختند; ووقتىكه ما از حرم باز مىگشتیم، براى ما چاى مىریختند.
یك روز من از ایشان سوال كردم كه این چه كاریه، زیارت و دعارا به خاطر آنكه براى رفقا چاى درست كنید مختصر مىكنید و باعجله به منزل باز مىگردید؟ امام در جواب فرمودند: من ثواب اینكار را كمتر از آن زیارت و دعا نمىدانم.
زیارت قبر حضرت على(ع)
آقاى سید حمید روحانى مىنویسد:
امام در آن حدود پانزده سالى كه در نجف مىزیستند، جز در موارداستثنایى، هر شب ساعت 3 بعد از نصف شب در كنار قبر حضرتعلى(ع) بودند; و حتى وقتى حكومت نظامى اعلام مىشد و رفت و آمددر خیابانها ممنوع بود، به پشتبام مىرفت و از دور امام خود رازیارت مىكرد.
زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع)
آقاى سید حمید روحانى مىنویسد:
«... در اغلب ایام زیارتى در كنار قبر امام حسین(ع) بودند،در دهه عاشورا هر روز زیارت عاشوراى معروفه را با صدمرتبه سلامو صدمرتبه لعن مىخواندند.» 2مرحوم آقاى املائى مىفرمود:2 روزىدر حرم مطهر امام حسین(ع) امام خمینى را دیدم كه در میانانبوه زوار گیر كرده و قدمىنمىتواند پیش بگذارد. به جلو دویدهبه كنار زدن مردم و بازكردن راه پرداختم. امام با تعرض و تغیرمرا منع مىكردند. ومن بىتوجه به منع ایشان به كار خود ادامهمىدادم. یكباره متوجه شدم كه امام از مسیرى كه من براى ایشانبازكردهام نیامده و تغییر مسیر داده، در لابه لاى جمعیتبه راهخود ادامه مىدهد.
انس باحرم مطهر امیر المؤمنین(ع)
آقاى سید حمید روحانى مىگوید:
در سحرگاه وحشتزاى آخرین شبى كه امام در نجف بودند، خدمت امامرسیدم كه دستور العملى از ایشان بگیرم.
یك حالت تاثرى به من دست داده بود از اینكه مىدیدم ایشان نجفرا ترك مىكنند; و او پس از خدا و حرم مطهر امیرالمومنین(ع)تنها پناهگاه ما بود.
عرض كردم: آقا، نمىشود از این سفر صرفنظر كنید؟! شما الاندارید تشریف مىبرید كویت و آنجا جاى امنى نیست، سوریه جاىامنى نیست، ایران وضعش آنچنان است; كجا مىخواهید بروید؟! امامفرمودند: «ناگزیر از اینجا باید بروم.» سپس فرمودند: «مندر اینجا با حرم مطهر امیرالمومنین ماءنوس بودم.»
نحوه تشرف امام به حرم مطهر حضرت على(ع)
آقاى سید حمید روحانى در این باره مىنویسد:
در تشرف امام خمینى به حرم مطهر امیرالمومنین(ع) با آن آدابخاص زیارت آن حضرت، باز شایان توجه است:
باكمال ادب و متانت اذن دخول مىخواندند. سپس از طرف پایینپاوارد حرم مىشدند و مقید بودند كه از بالاى سرمطهر حضرتامیرالمومنین(ع) عبور نكنند. چنانكه در روایات وارد شدهاست. و هنگامى كه مقابل ضریح مطهر مىرسیدند، زیارت امینالله یا زیارت دیگرى را بانهایت اخلاص مىخواندند، بعد دوبارهبه طرف پایینپا بر مىگشتند و در گوشهاى از حرم نماز، زیارت،دعا نشسته مىخواندند; باز دو ركعت نماز و سپس بلند مىشدند وبا رعایت آداب و اخلاص تمام از حرم مطهر خارج مىشدند.
زیارتهاى امام(ره)
آقاى محمد على انصارى، یكى از اعضاى دفتر امام خمینى(ره)،مىگوید:
علاقه امام به اهلبیتعلیهم السلام وصف ناشدنى است; امام عاشقآنهااست. عاشقى كه تا صداى یاحسین بلند مىشود، او بىاختیاراشك مىریزد. امام با اینكه در برابر مصیبتها صابر است و حتىدر برابر مشكلاتى چون شهادت حاج آقا مصطفى اشك نمىریزد اما بهمجرد اینكه یك روضهخوان بگوید: «السلام علیك یا اباعبدالله»، قطرات اشك از دیدگانش فرو مىچكد; و این واقعا علاقه كمىنیست; ودر همان مواقعى كه بسیارى از شبهروشنفكران قبل از انقلاب بهعزادارى و سینهزنى مىتاختند و اگر این فرهنگ رشد پیدا مىكرد،آثارى از شعائر اسلام باقى نمىماند و ما را از درون بىمحتوامىكرد. امام شدیدا به ترویج همان سنتهاى دیرینه عزادارىمىپرداخت و مردم را به برگزارى هرچه باشكوهتر عزادارىهاىاهلبیتعلیهم السلام سفارش مىكند.
شركت در روضه حضرت زهرا(س)
آقاى محمدعلى انصارى مىگوید:
یك روز كه روز شهادت حضرت فاطمه(س) بود، از امام تقاضا شد كهدر جمع برادران دفتر، كه به همین مناسبت تشكیل داده بودند،حاضر شوند. امام آمدند و نشستند، به مجرد اینكه یكى ازبرادران دفتر شروع به خواندن مصیبت كردند، امام با صداىبلندگریه كردند كه ایشان براى ملاحظه حال امام مصیبت را كوتاهكردند و قطرات اشك هم چون دانههاى مروارید برگونههایشان فرومىغلتید و با اینكه دنیا وتبلیغات روى گریه امام تفسیرهاىمختلف مىكنند، امام باكى ندارند كه حتى در صفحه تلویزیون نیزبه خاطر ابىعبدالله(ع) گریه كنند و اشك بریزند.
علاقه امام به آقا امام زمان (عج)
آقاى محمدعلى انصارى در این باره مىگوید:
یك روز یكى از طلاب در مدرسه رفاه به امام عرض مىكند كه: شماچرا در بین صحبتهایتان از امام زمان كمتر اسم مىبرید؟
امام به محض شنیدن این سخن درجا ایستادند و فرمودند:
چه مىگویى؟ مگر شما نمىدانید ما آنچه داریم از امام زمان استو آنچه من دارم از امام زمان(عج) است و آنچه از انقلاب داریماز امام زمان است.
شركت در مجالس روضه
آیة الله سید حسن طاهرى خرمآبادى مىگوید:
امام شبهاى محرم، مجالس روضه، كه در محلات قم برگزار مىشد،شركت مىكردند. براى اینكه مردم را تشویق كنند، هم گرمنگه دارند.
آن شب كه ایشان را مىخواستند دستگیر كنند، ولى هیچ كس خبرنداشت; تلفنها را قطع كرده بودند، تلفن منزل ایشان قطع شدهبود. نزدیك غروب بود من آمدم منزل ایشان، آقاى صانعى به منگفت: تلفن منزل امروز قطع است. فكر مىكردیم تلفن عیبى پیداكرده است. فكر نمىكردیم كه مىخواهند ایشان را دستگیر كنند.
مجلس روضه هم صبحها در منزل امام منعقد بود. به من گفتند: كهفردا صبح بیایید منبر بروید. من هم قبول كرده بودم كه فرداآنجا منبر بروم.
آن شب امام رفتند مجلس روضهاى در یكى از محلههاى قم. ماهمرفتیم و مردم استقبال خیلى عجیبى از ایشان كردند و ما آن شبرا خدمت ایشان در مجلس بودیم و ایشان برگشتند.
دوستان به ما گفتند كه: همان نزدیكیها كه منزل یكى از رفقابود، بیایید و شب را بخوابید.
گفتم: نه، مىروم منزل.
رفتم منزل. صبح بود كه من داشتم آماده مىشدم كه به منبر برومكه خبر آوردند كه امام را نزدیكیهاى طلوع فجر آمدهاند ودستگیر كردند.
ذكر صلوات
آقاى محمدحسن رحیمیان مىنویسد:
روزهاى ملاقات عمومى در حسینیه جماران، كه مردم از یكى دوساعتقبل تدریجا جمع مىشوند، گاه و بیگاه صداى صلواتشان بلند مىشدو طبعا صداى این صلواتها در داخل به گوش امام مىرسید.
یك وقتى متوجه شدیم كه امام باشنیدن صداى صلوات و نام مباركپیغمبراكرم(ص) آهسته صلوات مىفرستند; و مدتها دقت داشتم وهیچگاه ندیدم كه ایشان صداى صلوات را بشنوند و صلوات نفرستند.
احترام به ائمه اطهارعلیهم السلام
مرحوم آقاى مصطفى زمانى مىنویسد:
هركجا روایتى از امام(ع) به میان مىآمد و یا نام راوى، ازآنان احترام مىكرد. در مورد امامانعلیهم السلام مىفرمود: «سلامالله علیهم اجمعین» و در مورد راوى با كلمه «رحمةاللهعلیه» یا «رضوان الله علیه» نام او را بیان مىداشت. عشق بهخاندان عصمت و طهارت بود كه براى دفاع از حریم آنان، كتاب كشفاسرار را نوشت و براى زیارت خانه خدا و كربلاى امام حسین(ع)
كتابهاى خود را فروخت. بارها شد كه ضمن بیان روایات ائمهاطهارعلیهم السلام از حالات آنان هم نقل مىفرمود كه مسائل اسلامىبه صورت فرمولى عرضه نشود بلكه روح معنوى شاگرد هم تكاملیابد.
توسل به اهلالبیتعلیهم السلام
آقاى مرتضى تهرانى مىگوید:
ویژگى دیگر ایشان شدت اتصال و ارتباطشان و توسلشان به اهلبیتصلوات الله علیهم اجمعین و خاندان عصمت و طهارت صلواتالله علیهم اجمعین است. به نحوى كه در تمام زمان تشرفشان بهنجف اشرف و حضور مولىالمتقین صلوات الله علیه همه شب بهحرم مقدس مشرف و از ارواح طیبه آن بزرگواران استمدادمىنمودند.
احترام به عزادارى امام حسین(ع)
آقاى محمد حسن رحیمیان مىنویسد:
حضرت امام مدظله در یك مراسم ملاقات در حسینیه جماران بطوراستثنایى به جاى آنكه در جایگاه روى صندلى بنشیند... روى زمیننشستند، آن هم روز عاشورا و به احترام عزادارى امام حسین(ع)
بود.
شركت در دعاى توسل
آقاى محمدحسن رحیمیان در این باره مىگوید:
یك روز به مناسبتیكى از وفیات ائمهعلیهم السلام چندنفرى، بهعنوان خواندن دعاى توسل، به اتاق امام رفتیم.
همه رو به قبله نشستند و شروع به دعا كردند. بعد از شروع،امام وارد شدند و صف نشستند و همراه با همه دعا خواندند.
در اثناى دعاى توسل، یكى از آقایان ذكر مصبیت مختصرى كرد. باآنكه ذاكر روضهخوان ماهر نبود و با حضور امام دستپاچه شده بودو صدایش هم مرتعش و بریده بریده بود، همین كه شروع به روضهكرد با آنكه هنوز مطلب حساسى را بیان نكرده بود، امام چنان بهگریه افتادند كه شانههایشان به شدت تكان مىخورد و بنده وقتىزیر چشم به سیماى امام نگاه كردم، دانههاى متوالى اشك را كهاز زیر محاسن معظمله روى زانویشان فرو مىافتاد، دیدم.
تشكیل مجلس ذكر مصیبت
آقاى محمدحسن رحیمیان مىنویسد:
امام در مدتى كه در نجف اشرف بودند، در تمام شبهاى شهادتمعصومینعلیهم السلام در منزلشان ذكر مصیبت داشتند و به مناسبترحلتحضرت زهرا(س) این برنامه سه شب ادامه داشت; و آن گریهكردن و اشك ریختن بدون استثناء در همه این روضهخوانیها مشهودبود.
توجه امام به زیارت عاشورا
آقاى سیدعلىاكبر محتشمى مىگوید:
از جمله حوادثى كه در فرانسه اتفاق افتاد در رابطه با آن حالتخلوص و علاقه و محبتى كه امام به ائمه اطهار داشتند، ما روزهاكه مىشد كلیه گزارشهاى شب گذشته را كه به وسیله تلفن از ایرانرسیده بود، مىنوشتیم و احیانا آنهایى كه لازم بود عین صدا راامام بشنوند، جمعآورى مىكردیم و خدمت امام مىرسیدیم و اینگزارشها را خدمتشان تقدیم مىكردیم و اگر توضیح هم لازم بود،توضیح مىدادیم.
اول محرم شده آن روز طبق معمول وقتى گزارشها را بردیم خدمتامام، دیدیم امام در اتاق قدم مىزنند و با تسبیح ذكرى مىگویندو مشخص شد كه امام زیارت عاشورا را طبق معمول كه در سالهاىگذشته هر سال در ایام عاشورا صبح مشرف مىشدند حرم و زیارتعاشورا را در حرم حضرت امیرالمؤمنین(ع) مىخواندند، در پاریسهم همان برنامه را ادامه داده بودند و زیارت عاشورا رامىخواندند. امام تذكر فرمودند كه از این به بعد در این ساعتگزارشها را نیاورید كه در این ساعت من مشغول هستم و اینبرنامه ادامه داشت در ایام عاشورا.
دستور امام به روضهخوانى در پاریس
آقاى سیدعلىاكبر محتشمى در این باره مىگوید:
روز تاسوعا من در محوطه قدم مىزدم كه آقاى اشراقى آمدند وگفتند: كه امام فرمودند: «كه شما آماده باشید یك ساعتبه ظهرمن مىخواهم بیایم بیرون و باید امروز روضهبخوانى.» من متحیرشدم، چون یك همچون آمادگى نداشتم كه در آن شرایط و محیطروضهبخوانم. عرض كردم كه: خدمت ایشان عرض كنید كه من آمادگىندارم تا روضهاى كه مناسب این شرایط و در جو پاریس و در میاندانشجویان باشد، خدمت امام بخوانم. روضهاى كه من مىدانم همانروضههایى است كه در مجالس معمولى ایران خوانده مىشود. یكهمچنین روضهاى من مىتوانم بخوانم. بعد امام پیغام دادند كهبگویید:
«به فلانى كه همان روضه را مىخواهم و همان روضه باید اینجاخوانده بشود. » من از این جریان حس كردم كه امام در هرحال آنعلاقهاى كه به ائمهاطهار دارند و به آن محیطى را كه براى آنمحیط مبارزه مىكنند، احترام مىگذارند و همان محیط را مىخواهندو همان آداب و رسومى كه از متن اسلام هست و بیش از هزار سالمسلمانها با آن بودند را مىخواهند ولو اینكه در پاریس و درقلب سرزمین غرب باشد. در آن روز جمعیت زیاد بود، خبرنگارانفراوانى هم آمده بودند، ساعتیازده امام تشریف آوردند و امامبسیار محزون بود. من خدمت امام نشستم. امام اشاره كردند به منكه روضهبخوان و من شروع كردم روضهخواندن.
براى كسانىكه از سراسر كشورهاى غرب آمده بودند براى دیدن امامبسیار غیرمترقبه بود این منظره، در شرایطى كه امام در مقابلششاه و آمریكاست و مبارزه مىكند، روز تاسوعا بنشیند و براىامام حسین(ع) گریه كند.
جمعیتخیلى زیاد بود و خبرنگارها هم این مجلس را ضبط مىكردند.
از همان اولى كه شروع كردم به روضه، امام گریه كردند. در وسطروضه بود كه متوجه شدم تمامى جمعیتى كه در آنجا بودند،یكپارچه گریه مىكردند و حتى یادم مىآید كه شاید در حدود یكربعبعد از اینكه روضه ما تمام شده بود، هنوز عدهاى گریه مىكردند;و یكى از برادرهایى كه آنجا بود، برادرمان دكتر فكرى بود. آمدو صورت مرا بوسید و گفت: كه من بیست و پنجسال در فرانسه هستمو از فرهنگم جدا شده بودم، از دینم جدا شده بودم، از مسائلمكتبى و مذهبى جدا شده بودم، از ائمه اطهار هم جدا شده بودم وامروز با این برنامه و روضه كه تو خواندى مرا به همه چیزبرگرداندى، به مذهبم، به مكتبم، به فرهنگم. و تا آن لحظه هممن دیدم چشمهایش اشكآلود بود; و این روضهخوانى، شب عاشوراخوانده شد.
توسل به ثامن الحجج(ع)
آقاى سید محمد جواد علمالهدى مىگوید:
یكى از خاطرات شخصى من با حضرت امام این بود كه آن موقعى كه(در) مجلس شوراى ملى آن عصر به فرمان استعمارگران مطلبى مطرحشد به عنوان «انجمنهاى ایالتى و ولایتى...» و اینكه نام مقدسقرآن و قسم به قرآن كه وظیفه هر نمایندهاى است كه قسم بخورد ومتعهد شود، برداشته شود و به جایش كتاب آسمانى گفته شود; واینكه اسم اسلام از روى این كشور به گونهاى برداشته شود بهبهانه اینكه بتوانند ملتهاى دیگر هم دراین كشور دستاندر كارباشند.
تنها این سه جمله نبود; بلكه امام هشدار مىداد كه این یك نوعرقیت و استعمار خانمانسوزى است كه همه مقدسات اسلام را لگدكوبمىكند. حضرت امام لازم دیدند كه شبها... استادان حوزه علمیه قمرا جمع كنند و در این باره شور و مشورتهایى بشود. ..، به دولتوقت هشدار بدهند و مىدادند و اعلامیههایى صادر مىشد. من به اذنامام مامور شدم كه بلادى كه در قسمتشرق ایران قرار گرفته(یعنى استان خراسان) را از مشهد مقدس تا زاهدان كه دورترینشهربود، بروم و علماى بلاد را ببینم; و براى بعضى از بزرگانشانكه حائزاهمیتخاصى از حیث نفوذ مردمى بودند با قلم مقدسشاننامه نوشتند. شبى كه عازم بودم، خدمت ایشان شرفیاب شدم و اماماز اندرون تشریف آوردند بیرون و نامهها را به من لطف كردند واین جمله را فرمودند: «شما قبل از اینكه با هركس ملاقات كنید،اول مشرف بشوید حرم مطهر ثامن الحجج علىابن موسىالرضا(ع) و اززبان من به آن حضرت بگویید كه آقا! كار بسیار عظیم و مسالهخطیرى پیش آمده و ما وظیفه دانستیم قیام كنیم، چنانچه مرضىشماست ما را تایید كنید.»
كیفیت زیارت امام(ره)
استاد عمید زنجانى مىگوید:
از نكاتى كه من مىتوانم از آن دورهاى كه در نجف در خدمتحضرتامام بودم و این افتخار بزرگ نصیبم بود، یادآورى كنم، مسالهكیفیت زیارت حضرت امام هست كه براى ما جالب بود. زیاد اتفاقمىافتاد كه ما مىرفتیم در حرم مطهر حضرت امیر(ع) فقط از دورمنظره زیارت امام را نگاه مىكردیم.
دو مورد بود كه مخصوصا طلابى كه حال و هوس این كارها را داشتندمعمولا مىآمدند تماشاى زیارت مىكردند.
یكى زیارت مرحوم آقاى امینى بود كه دیدنى بود; و ایشان وقتىحرم مشرف مىشدند حالاتشان به قدرى جذاب و گیرا و چنان طبیعى وخالصانه بود كه واقعا انسان را وادار مىكرد كه بایستد و اینزیارت را تماشا كند; و بارها دیده مىشد كه مرحوم علامه امینىجلوى ضریح مطهر مىایستاد و یا مىنشست و هیچ نمىگفت، یعنى لبهاحركت نمىكرد كه آدم فكر كند كه دارد زیارتنامه مىخواند; ولىهمین طور اشك از چشم به پاى چشم و صورتش جارى مىشد.
مورد دوم زیارت حضرت امام بود كه هر شب ایشان مشرف مىشدند بهحرم مطهر حضرت امیر(ع) و مقید بودند كه متن زیارت را بخوانندو جاى خاصى بود كه حضرت امام مىآمدند آنجا و از روى مفاتیحدعا مىخواندند.
... زیارت امام خیلى طولانى بود. دعایى مىخواندند. زیارتعاشورا مىخواندند و نماز مىخواندند. بعد از اینكه تمام مىشد،حضرت امام در كنار ضریح مطهر مىایستادند و ظاهرا یك زیارتامین الله هم مىخواندند.
این كیفیت تشرف امام به حرم حضرت امیر(ع) و كیفیت زیارتشانواقعا جالب بود و حالت امام در دعاخواندن و زیارت، یك حالت ازخود بىخود شدن بود كه كاملا آن عمق اتصال روحى با آن صاحب ضریحو مزار و امامى كه امام زیارتشان مىكردند، این اتصال روحى ومعنوى كاملا آشكار بود. همین منظره در كربلا در حرم حضرتاباعبدالله و حضرت ابوالفضل سلام الله علیهما اجمعینمشاهده مىشد. یكبارهم كه ما اول ورود حضرت امام تا سامرارفتیم; و در سامرا و كاظمین هم همین طور بود.
گریه بر اهل بیت علیهم السلام
آقاى على دوانى مىگوید:
یكى از خاطرات جالبى كه از امام دارم این است كه معظمله بهقدرى مسلط برخود هستند و خویشتندار مىباشند كه شاید حدى نتوانبراى آن تصور نمود.
... بارها مىدیدم كه در مسجد بالاى سرحضرت معصومه(س) یا خانهبعضى از آقایان علما كه در مجلس روضه نشسته بودند، هرچه واعظیا هركس مىگفت، چه شیرین و چه تلخ، چه حزنانگیز و چه خندهدار،عدهاى تبسم مىكردند یا مىخندیدند و جمعى تحت تاثیر مطالب حزنانگیز سرتكان مىدادند و با صداى بلند گریه مىكردند; ولى امامهمچنان آرام و بىتفاوت نشسته و فقط گوش بودند كه واقعا باعثتعجب هر بیننده بود; ولى همین كه لحظه ذكر مصیبت اهلبیتعلیهمالسلام فرا مىرسید، امام دستمال از جیب در مىآوردند و آنا وبىاختیار مىگریستند و اشك مىریختند.
گاهى مىدیدم كه دستمال را با دست تا حدود دهان گرفته بودند وبه سخنان واعظ یا روضهخوان گوش مىدادند و در همان حال قطراتدرشت و پىدرپى اشك از دو سمت صورتشان جارى بود.
احترام به مداح اهل بیتعلیهم السلام
آقاى محمد فاضلىاشتهاردى مىگوید:
حضرت امام تواضع عجیبى نسبتبه طلبههایى كه درسخوان بودند،داشتند. طلبه، روضهخوان، مداح اهلبیتعلیهم السلام را كهمىدیدند، تمام قد بلند مىشدند و موقعى كه مىخواستند از پیشاستاد بروند، از او بدرقه مىكردند و بالاخره با اصرار میهمانباز مىگشتند.
شركت در جشن امام حسن مجتبى(ع)
آقاى سیدحسن طاهرى خرم آبادى مىگوید:
ما در شبهاى نیمه ماه رمضان، یك جشنى به عنوان حضرت امام حسنمجتبى(ع) در خانه مىگرفتیم كه آقایان طلبهها و علما را همدعوت مىكردیم و من مقید بودم كه حضرت امام را در این جشن دعوتكنیم و ایشان هم اظهار لطفى مىكردند و در این جشن شركتمىكردند.
گریه امام براى علىاكبر(ع)
آقاى على دوانى مىگوید:
آقاى حاج سیدمحمد كوثرى، ذاكر معروف قم، از دوستان صمیمى كهاز سالها قبل در قم روضهخوان خاص امام بود و در سنوات اخیر همایام عاشورا در حضور جمع در حسینیه جماران به یاد ایامى كهامام در قم اقامت داشتند و ایشان ذاكر خاص امام بود و ذكرمصیبت وى مطلوب امام بود، نقل مىكرد كه پس از شهادت مرحوم حاجآقامصطفى، فرزند ارشد امام، وارد نجف اشرف شدم. رفقا گفتند:
خوب به موقع آمدى، امام را دریاب كه هرچه ما كردیم در مصبیتحاج آقا مصطفى گریه كنند، از عهده برنیامدهایم. مگر توكارىبكنى.
من خدمت امام رسیدم و عرض كردم: اجازه مىدهید ذكر مصیبتىبكنم؟ امام اجازه دادند. هرچه نام حاج آقامصطفى را بردم تا باآهنگ حزین امام را منقلب كنم كه در عزاى پسراشك بریزد، امامتغییر حال پیدا نكردند و همچنان ساكت و آرام بودند; ولى همینكه نام حضرت علىاكبر(ع) را بردم هنگامه شد، امام چنان گریستندكه قابل وصف نیست.
گریه بر مصیبت اهل بیت عترت
آقاى على دوانى مىگوید:
در مجلس ختم استاد شهید مرتضى مطهرى، كه از طرف امام در مدرسهفیضیه برگزار شد و خود امام هم كه آن موقع در قم بودند حضورداشتند، سخنران كه در كنار ایشان ایستاده بود و آن همه درباره شخصیت استاد شهید مطهرى شاگرد برازنده و پاره تن امام وشهادت ایشان سخن گفت و امام با كمال آرامش گوش مىدادند; ولىهمین كه گوینده به ذكر مصیبت اهلبیتعلیهم السلام رسید، اماممنقلب شدند و دستمال از جیب در آوردند و به صورت گرفته وگریستند. همان طور كه اهلبیتخود گفتهاند: «هرمصیبت و شهید وقتیلى كه دارید به جاى آنها براى ما ناله و زارى كنید.» امامعینا چنین است.
نوفل لوشاتو شاهد اشك امام در شهادت امام حسین(ع)
آقاى على دوانى مىگوید:
پسر بزرگم از خانم دكتر مهین ت استاد و صاحب نظر درهنر، نقلمىكرد كه ایشان زمانى كه حضرت امام به پاریس هجرت كرده بودند،ایشان به پاریس رفته و در بیت امام خدمت مىكرد. وقتى مرتباخبار وحشتناك 17 شهریور تهران را به امام مىدادند كه چهكردهاند و چقدر كشته شدهاند، امام عكس العملى از تاثر وهیجاننشان نمىداد، و هیچ تاثرى در قیافهشان دیده نشد; حتى وقتىخود این خانم مىگریستند، امام او را دلدارى مىداده و مىگفتند:
چرا گریه مىكنى، صبر داشته باش. ولى چندى بعد روزى در یكى ازمجالس امام، شخصى برخاست و شروع به ذكر مصیبت كرد; همین كهگفت: «السلام علیك یا ابا عبد الله!» فورا رنگ صورت امام تغییركرد و دیدم كه به پهناى صورتشان اشك مىریزند.
ختم صلوات تا ظهور حجه بن الحسن العسکری
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الر حمن الرحیم
جهت سلامتی آقا امام زمان اجماعا صلوات
اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
با عرض سلام خدمت رهبرعا لیقدر انقلاب اسلامی
حضرت آیت الله العظمی السید علی الخامنه ای مد ظله العالی
باعرض سلام وادب و احترام دارم خدمت همه شما دوستان بزرگوار
غرض از مزاحمت این است که می بایست یه هفته قبل در رابطه با میلاد
بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و همچنین فرزند برومندشون
حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه می نوشتم ولی بخاطر مشغله کاری
و سفری که جهت زیارت حضرت معصومه کریمه اهل البیت در قم و مرقد مطهر بنیانگذار
جمهوری اسلامی ایران رفته بودم نتونستم چیزی بنویسم والان فقط این است در ذهن من
خطورمی کند که خداوند عزوجل در حدیث قدوسی خطاب به حضرت محمد صلوات الله علیه
وعلی عترته الطا هره می فرماید « یا ا حمد! لولاك لما خلقت الافلاك، و لولاعلی
لما خلقتك و لو لا فاطمه لما خلقتكما، كشف اللئالی» ای احمد! اگر تو
نبودی افلاك را نمی آفریدم، و اگر علی نبود ترا خلق نمی كردم و اگر
فاطمه نبو د آفرینش پیامبر و علی تحقق نمی یا فت. رسول الله
حضرت محمدفرمود:«لوكان الحسن شخصاً لكان فاطمه،بل هی اعظم،
فرائد السمطین» اگر نیكی و حسن را در سیما و تمثال عنصری بجوئیم.
بی شك فاطمه خواهد و بلكه بزرگتر است. امام علی (ع) می فرمود:
حسن و حسین دو كفه ترازو و فاطمه تنظیم كننده و زبان آن است. و
تعادل ترازو به تنظیم كننده خواهد بود، و شفاعت برای وی حتمی میباشد
فاطمه مطهره به امام المتقین عرضه داشت من دانش گذشته و حال و
آینده را دارم. « اعلم، ما كان و ما یكون و ما لم یكن، عوالم العلوم» پس
منزلت حضرت زهرای اطهر نه فقط پیش پیامبر و ائمه اطهارو شیعیان مورد احترام است
خداوند باری تعالی این منزلت را به فاطمه اطهر داده من یه ختم صلواتی در پست قبلی زده
بودم بمناسبت شهادت این بانوی گرامی انجام داده بودم وتا مدتی معینی بوده ولی دلم نیومد
که این ختم صلوات را ادامه دهم ان شاءالله جهت سلامتی و تعجیل در امر ظهور حجه بن
الحسن العسکری هر کسی هر چندتا صلوات را می تونه انجام بده بنده هم ادامه می دهم تا
ظهور حجه بن الحسن ان شاءالله از خدا می خواهم که ما را در این راه ائمه ثابت قدم بدارد
التماس دعا خدا نگهدار
ختم صلوات یک میلیونی تا شهادت حضرت زهرا
بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله به اطلاع دوستان می رسانم که ختم صلوات یک میلیونی شروع شده و
تا شهادت حضرت زهرا ادامه دارد از دوستانی که مایلن در این ختم شرکت کنن تعداد
صلواتشون را در قسمت نظرات قید نمایند
زهرا!
تازه ترین اتفاقی بود که در عالم افتاد...و هیچوقت نیست که این اتفاق باز هم تازه نباشد...
زهرا!
حرف تازه خدا بود *انا اعطیناک الکوثر*
نگاهی نو به سراپای هستی!
ارتباط خاک با خدا، مادر شهود و شهادت...
بانوی محراب، بانوی اعتراض، بانوی حماسه، بانوی بسیج بنی هاشم
بانوی شهادت!
پیش از زهرا
هیچ زنی را ندیده بودند که مادر خود را پدر باشد..
پیش از زهرا
شهادت این همه تازگی نداشت، او که آمد جانی تازه گرفت...
قبلاً کلمه ای بود و بعد معنی شد...
شهادت
در خانه زهرا حیثیت پیدا کرد، بزرگ شد و انتشار یافت..زهرا تنها زنی بود که در تمامی عمر همه آنهایی
را که در زیر سقف خانه کوچک خویش تر و خشک میکرد قرار بود یا شهید شوند و یا اسیر...
و او به روشنی این همه را می دانست
مادرانه شهادت را بزرگ میکرد..آگاهانه شهادت را شیر میداد...
به غنچه هایی آب میداد که قرار بود آتش بگیرند...
کوزه آب را می شناخت...ار جغرافیای قتلگاه خبر داشت...کربلا را بر دامان می نشاند...برای عاشورا
لالایی می خواند...گیسوان اسارت را شانه میزد...حکایت چاه و محراب خون را میدانست...
با این همه اهل شکایت نبود...
اگر هم می گفت....
درد می گفت که درمان هم بشنود.....
نه از در سوخته میگویم و نه از میخ آهنین
نه از كوچههای بنیهاشم و نه از دستان بسته علی
نه از سكوت مردم بیسپاس و نه از چاه غصههای مولا
تنها از رشادتش می گویم كه تنها یاور علی شد و اول حامی ولایت
از تو بیبی جان
هیچ دانی دختر خیر البشر از چه جای حیدر امد پشت در
دید مولایش علی تنها شده خانه اش محشور دشمنها شده
در دفاع شوهرش مردی ندید بین آن نامردها مردی ندید
گفت باید پیش امواج خطر یار بهر یار خودگردد سپر
منكه تنها دختر پیغمبرم پشت این در پیش مرگ حیدرم
دست خود شستم ز جان خویشتن ای مغیره هر چه میخواهی بزن
كه یارب رسالت رسول را این پاداش نبود
بیا تا كی نهادی سر به صحرا یا اباصالح به تاب ای آفتاب عالم ارا یا ابا صالح
صدای غربت مولا ز چاه كوفه میآید علی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح
بیا ای وارث حیدر كه زخم سینه زهرا به شمشیر تو میگردد مداوا یا اباصالح
در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته كه اینجا مادرت افتاده ازپا یا ابا صالح
میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا بگو آن دم چه حالی داشت مولا یا ابا صالح
چرامخفیست قبر فاطمه در شهر پیغمبر بیا پرده از این راز بگشا یا اباصالح
التماس دعا
خدا نگهدار
جلوه هایی از سیره قرآنی پیامبر
جلوه هایی از سیره قرآنی پیامبر
توجه تام رسول اکرم(ص) به قرآن کریم، سیره نورانی آن حضرت را شایسته تأسّی کرده است:
(لقد کان لکم فی رسول الله اٌسوة حسنة).
البته همان گونه که معارف و بطون قرآن دارای درجات است، سیره هایی هم که بر اساس توجه به قرآن شکل گرفته، یکسان نخواهد بود.
چنانکه از سالار شهیدان امام حسین ونیز امام صادق ( علیهما السلام) رسیده است که قرآن بر چهار بخش است:
(علی العبارة ووالإشارة واللطائف و الحقایق، العبارة للعوام والإشارة للخواص واللطائف للأولیاء والحقایق للأنبیاء) ؛
عبارات قرآن بای توده مردم، اشارات قرآن برای خواص، لطایف آن برای اولیای الهی و حقایقش که بالاترین مرتبه قرآن است برای پیامبران می باشد
شهادت حضرت رقیه

عمه، بابایم کجاست؟
اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»
لحظه های بی قرار
این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد.
گل نازدانه پدر
رقیه ...رقیه نجیب! ای مهتاب شب های الفت حسین! ای مظلوم ترین فریاد خسته! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه!
رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
رقیه... رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.
غربتِ خرابه
یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم!
باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه علیهاالسلام را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند.
آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی.
متاب ای ماه، متاب!
امشب، غم گین ترین ماه، آسمان دنیا را تماشا می کند. آسمان! چه دل گیری امشب، گویی غم مصیبتی به گستردگی زمین، قلبت را می فشرد. امشب فرشته های سیاه پوش، بال در بال هم، فوج فوج به زمین می آیند و ترانه غم می سرایند. در و دیوار خرابه، از اندوه زینب علیهاالسلام ، بر سر و سفیر می کوبند. امشب چشمه های آسمان، از گریه خونین زینب علیهاالسلام ، خون می بارد و چهره زمین از وسعت اندوه، تاریک است. متاب امشب ای ماه، متاب! هیچ می دانی، امشب گیسوان پریشانِ رقیه، به خواب کدامین نوازش رفته است؟ متاب که دردهای آشکار بسیار است. متاب که زخم های بی شمار بسیار است. متاب که دل پر شرار زینب علیهاالسلام به شراره جدایی نازنینی دیگر، در سوز و گداز است. متاب که امشب خرابه شام، از داغ سه ساله گل حسین، تیره ترین خرابه دنیاست. متاب ای ماه، متاب!
آرام نازنین عمه
آرام نازنین عمه! آرام، مبادا شامیان صدای گریه و بی تابی دختر حسین را بشنوند. این خرابه کجا و آغوش گرم و نوازش های مهربان بابا کجا؟ این سر بریده بابا و این دختر کوچک حسین. هر چه می خواهد دل تنگت، بگو. بابا، امشب به مهمانی دلِ بی قرارت آمده، بگو از سیلی خوردن ها و تازیانه ها و آتش خیمه های عصر عاشورا. بگو از درد غربت و محنت غریبی، بگو از صورت های نیلی و اسیری و بیابان های بی رحمی. بگو از بی شرمی یزیدیان و کوفیان سست پیمان و استقبال شامیان، آرام، نازنین عمه! آرام. اکنون تو، به مهمانی بابا می روی. سفر به سلامت!
اندوه هجرت
امشب به وعده گاه نخستین باز می گردی. آن جا پدر و ملائک، به اشتیاق، در انتظار تو هستند. امشب آسمان گرفته و تاریک است و باد خزان غبار مرگ می پاشد. گریه امان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بریده است و عشق از غم این هجران، و اندوه هجرت تو گل تازه شکفته و معطری که در قلب بهار می پژمرد، زار می نالد، آرام و قرار زینب علیهاالسلام ، رفته است. سرانجام آن لحظه فرا رسید و رقیه علیهاالسلام کوچک زینب، از خاک تا افلاک پر کشید.
تو را چه بنامم
تو را چه بنامم، که ناب تر از شبنم های صبح گاه بر گلبرگ تاریخ نشسته ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج وار، همه دل ها را به تلاطم در آورده است. تو را چه بنامم که بیش از سر بهار در آغوش بابا، طعم زندگی را نچشیدی و مانند او، غریبانه از غربت این غریبستان خاکی بار سفر بستی. پس سلام بر تو، روزی که به عالم خاکی گام نهادی و روزی که به افلاک پر کشیدی.
میلاد نوگل امام حسین علیه السلام
امام حسن مجتبی علیه السلام ، به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت نمود که با ام اسحاق که همسرش بود وصلت کند. امام حسین علیه السلام به سفارش برادر عمل کرد و ثمره آن ازدواج، دختر نازدانه ای به نام رقیه شد. با تولد حضرت رقیه علیهاالسلام در سال 57 قمری، مدینه نور دیگری گرفت و خانه کوچک امام، گرمای تازه ای یافت. دیری نپایید که ام اسحاق جان به جان آفرین تسلیم کرد و رقیه کوچک از نعمت مادر محروم شد. امام حسین علیه السلام او را در آغوش پر مهر خویش، بزرگ کرد و پیوسته به خواهرش زینب علیهاالسلام سفارش می فرمود که برای رقیه علیهاالسلام مادر باشد و به او محبّت کند.
بی مادری حضرت رقیه علیهاالسلام ، پرستاری های حضرت زینب علیهاالسلام و سفارش های حضرت امام حسین علیه السلام باعث شده بود، پیوندی عمیق، بین حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت رقیه علیهاالسلام پدید آید.
رقیه در کربلا
از لحظه ورود کاروان به کربلا، رقیه لحظه ای از پدر جدا نمی شد، شریکِ غم ها و مصیبت های او بود و با دیگر یاران امام از درد تشنگی می سوخت. یکی از افراد سپاه یزید می گوید:
من در میان دو صف لشکر ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، دوان دوان خود را به امام رسانید، دامن آن حضرت را گرفت و گفت: ای پدر، به من نگاه کن! من تشنه ام. این تقاضای جان سوز آن دختر تشنه کام و شیرین زبان، چون نمکی بر زخم های دل امام بود و او را منقلب کرد، بی اختیار اشک از چشمان اباعبداللّه علیه السلام جاری گردید و با چشمی اشک بار فرمود: «دخترم، رقیه! خداوند تو را سیراب کند؛ زیرا او وکیل و پناه گاه من است.» پس دست کودک را گرفت و او را به خیمه آورد و او را به خواهرانش سپرد و به میدان برگشت.
رقیه و سجاده پدر
گاه سجاده امام حسین علیه السلام ، با دست های کوچک حضرت رقیه علیهاالسلام باز می شد و او به انتظار پدر می نشست تا می آمد و در آن سجاده به نماز می ایستاد و رقیه علیهاالسلام از آن رکوع و سجود امام لذت می برد. در کربلا نیز رقیه علیهاالسلام ، هر بار هنگام نماز، سجاده امام را می گشود. ظهر عاشورا به عادت همیشگی منتظر بابا بود، ولی پس از مدتی، شمر وارد خیمه شد و رقیه علیهاالسلام را کنار سجاده پدر دید که سراغ او را می گرفت، آن ملعون نیز جواب این سؤال را با سیلی محکمی که به صورت کوچک او نواخت، پاسخ گفت.
رقیه در راه شام
کاروان کربلا، از کوفه راهی شام شد، همان کاروانی که اهل بیت پیامبر بودند و به اسیری از کربلا آورده شده بودند، در بین راه که سختی و مشکلات بر رقیه کوچک فشار آورده بود، شروع به گریه و ناله کرد. یکی از دشمنان چون آن فریاد و ضجه را شنید، به رقیه علیهاالسلام گفت: ای کنیز، ساکت باش؛ زیرا این با گریه تو ناراحت می شوم. آن حضرت بیشتر اشک ریخت، بار دیگر آن نامرد گفت: ای دختر خارجی، ساکت باش. حرف های زجر دهنده آن مرد، قلب رقیه علیهاالسلام را شکست، رو به سر پدر فرمود: ای پدر! تو را از روی ستم و دشمنی کشتند و نام خارجی را هم بر تو گذاردند، پس از این جمله ها، آن دشمن خدا، غضب کرد و با عصبانیت رقیه را از روی شتر بر زمین انداخت.
رقیه در خرابه شام
بعد از ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام، آنان را در خرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند. روزها آفتاب و شب ها، سرما به شدت آنان را اذیت می کرد. علاوه بر آن، نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند، داغی جان سوز بود. روزی حضرت رقیه علیهاالسلام ، به جمع شامیان که در حال برگشتن به خانه های خود بودند، اشاره کرد و ناله ای دردناک از دل برآورد و به عمه اش گفت: ای عمه، اینان کجا می روند؟ آن حضرت فرمود: ای نور چشمم اینان ره سپار خانه و کاشانه خود هستند. رقیه گفت: عمه جان مگر ما خانه نداریم، و زینب علیهاالسلام فرمود: نه، ما در این جا غریبه هستیم و خانه ای نداریم، خانه ما در مدینه است. با شنیدن این سخن، صدای ناله و گریه رقیه بلند شد.
رقیه و خواب پدر
سختی های اسارت، رقیه علیهاالسلام را به شدت می رنجاند و او یک سره بهانه بابا را می گرفت، شبی در خرابه شام و در خواب، پدر را دید، چون از خواب برخاست و چشم گشود، خود را در خرابه یافت و از پدر نشانی ندید. از عمه سراغ پدر را گرفت و زینب علیهاالسلام بسیار گریه کرد و رقیه علیهاالسلام نیز با عمه گریست. آن شب باز صدای عزاداری زنان اهل بیت بلند شد؛ مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود. از سر و صدای اهل بیت، یزید از خواب بیدار شد و پرسید چه خبر است؟ به او خبر دادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است. یزید دستوری داد، سر پدرش را برای او ببرند.
این دستور یزید نشان از رذالت و شقاوت طینت او بود و برگی دیگر از دفتر مظلومیت های بی شمار اهل بیت را گشود.
پرواز به سوی پدر
وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهاالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت و عقده های دل را باز کرد و هر چه می خواست با سر بابا گفت. آن شب رقیه علیهاالسلام ، گم شده خود را یافته بود، اما بی نوازش و آغوش گرم. پس لب هایش را بر لب های بابا گذاشت و آن قدر گریست تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. پشت خمیده زینب علیهاالسلام شکست، رو به سر برادر فرمود: آغوش بگشا که امانتت را باز گرداندم. دیگر کسی ناله های شبانه رقیه علیهاالسلام را در فراق پدر نشنید.
وداع زینب علیهاالسلام با رقیه علیهاالسلام
وقتی کاروان اسیران کربلا، به مدینه بر می گشت، غمی جان کاه وجود زینب علیهاالسلام را می آزرد؛ چگونه از خرابه و شام دل بکند؟ نو گلی از بوستان حسین علیه السلام در این خرابه آرمیده، شام بوی رقیه علیهاالسلام را می دهد، رقیه ای که یادگار برادر بود و نازدانه پدر و در دست زینب علیهاالسلام امانت. زینب علیهاالسلام بی رقیه چگونه به کربلا و مدینه وارد شود؟ غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است.
راز دل با پدر
هنگامی که در خرابه شام، سر پدر را نزد رقیه علیهاالسلام آوردند، آن دختر کوچک بسیار گریست و سخنانی بر زبان آورد که شیون اهل بیت علیه السلام را بلند کرد و آتش بر دل زینب علیهاالسلام نشاند:
پدر جان! کدام سنگ دلی سرت را برید و محاسن تو را به خون پاکت خضاب کرد؟
پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پس از مادر از غم فراق او به دامان تو پناه می آوردم و محبت او را در چشم های تو سراغ می گرفتم، اکنون پس از تو به دامان که پناه برم؟
پدر جان! پس از تو چه کسی نگهبان دختر کوچکت خواهد بود، تا این نهال نو پا به بار بنشیند؟
پدر جان! پس از تو چه کسی غم خوار چشم های گریان من خواهد بود؟
پدر جان! در کربلا، مرا تازیانه زدند، خیمه ها را سوزاندند، طناب بر گردن ما انداختند و بر شتر بی حجاز سوار کردند و ما را اسیران از کوفه به شام آوردند.
شام، حرم یادگار حسین علیه السلام
رقیه کوچک و یادگار حسین علیه السلام ، پس از رحلت در خرابه شام، همان جا مدفون گردید، کم کم مقبره ای به روی قبر بی چراغ او ساخته شد و بارگاهی برای عاشقان شد. حرمش، میعادگاه عاشقان دل سوخته اباعبداللّه است. بوی حسین، از هر گوشه اش روح و جان را می نوازد. نیازمندان، دست حاجت به سویش دراز می کنند و خسته دلان بار سنگین دل را در کنار او می گشایند. زیارت حرم و بارگاهش آرزوی هر دل داده ای است.
شهادت حضرت رقیه در سروده شاعران
| سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم | روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم |
| تازیانه چو عدو بر سر و رویم می زد | ناامید از همه کس روی به زینب علیهاالسلام کردم |
اشک یتیم
| ای عمه بیا تا که غریبانه بگرییم | رو از وطن و خانه، به ویرانه بگرییم |
| پژمرد گل روی تو از تابش خورشید | در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم |
| لبریز شرای عمه دگر کاسه صبرم | بر حال تو و این دل ویرانه بگرییم |
| نومید ز دیدار پدر گشته دل من | بنشین به کنارم، پریشانه بگرییم |
| گردیم چو پروانه به گرد سر معشوق | چون شمع در این گوشه کاشانه بگرییم |
| این عقده مرا می کشد ای عمه | پیش نظر مردم بیگانه بگرییم |
زیارت اربعین

ماجورین یا موالین اهل البیت(ع) بهذهی الایام
لقد غبت ان المنتدی لبعض الوقت واعتذر منکم
والیوم اجیت بی اهم موضوع ولاینسی وهو
تؤكد النصوص على زیارة الحسین علیه السلام فی مناسبات عدیدة ومن ضمنها یوم الأربعین وأعتبرتها من علامات المؤمن
حیث ورد بالحدیث الشریف عن سیدی ومولای الحسن العسكری انه قال :
(علامات المؤمن خمس الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم، والتختم بالیمین، وتعفیر الجبین، وصلاة إحدى وخمسین، وزیارة الأربعین".
وقال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم لجابر بن عبد الله الأنصاری رضوان الله تعالى علیه: "یا جابر زر قبر أبنی الحسین فإن زیارته تعدل مائة حجة"...
و قال الباقر (ع) : لو یعلم الناس ما فی زیارة الحسین (ع) من الفضل لماتوا شوقاً ، وتقطّعت أنفسهم علیه حسرات ، قلت : وما فیه ؟.. قال : من أتاه تشوُّقاً كتب الله له ألف حجة متقبلة ، وألف عمرة مبرورة ، وأجر ألف شهید من شهداء بدر ، وأجر ألف صائم ، وثواب ألف صدقة مقبولة ، وثواب ألف نسمة أُرید بها وجه الله ، ولم یزل محفوظاً سنته من كل آفة أهونها الشیطان ، ووكّل به ملك كریم یحفظه من بین یدیه ومن خلفه وعن یمینه وعن شماله ومن فوق رأسه ومن تحت قدمه. فإن مات سنته ، حضرته ملائكة الرحمة ، یحضرون غسله وأكفانه والاستغفار له ، ویشیّعونه إلى قبره بالاستغفار له ، ویُفسح له فی قبره مدّ بصره ، ویؤمنه الله من ضغطة القبر ومن منكر ونكیر أن یروّعانه ، ویُفتح له باب إلى الجنة ، ویُعطى كتابه بیمینه ، ویُعطى یوم القیامة نوراً یضیء لنوره ما بین المشرق والمغرب ، وینادی مناد : هذا من زوار قبر الحسین بن علی (ع) شوقاً إلیه ، فلا یبقى أحد فی القیامة إلا تمنى یومئذ أنه كان من زوار الحسین بن علی (ع).
ومن أروع القیم التی تجسدها الزیارة : أن الأجیال اللاحقة ترث المواریث الحضاریة عن الأجیال السابقة وتشاركها أیضاً فی ثواب معاناتها وعنائها الطویل مع صراع الكفر والنفاق لإقامة الفرائض الإلهیة ،
وربما یتسنى ذلك واضح فی حوار عطیة العوفی مع جابر بن عبدالله الأنصاری عند زیارة الإمام الحسین"علیه السلام"
عندما قال جابر : والذی بعث محمداً بالحق نبیاً لقد شاركناكم فیما دخلتم فیه.
فقال عطیه : كیف ولم نهبط وادیاً ولم نعل جبلاً ولم نضرب بسیف والقوم قد فرق بین رؤسهم وأبدانهم ویتمت أولادهم ورملت أزواجهم.
فقال : یا عطیة سمعت حبیبی رسول الله صلى الله علیه وآله یقول : من أحب عمل قومٍ حشر معهم ومن أحب عمل قوم أشرك فی عملهم والذی بعث محمداً صلى الله علیه وآله بالحق أن نیتی ونیة أصحابی على ما مضى علیه الحسین وأصحابه.
"السلام على الحسین وعلى علی بن الحسین وعلى أولاد الحسین وعلى أصحاب الحسین".
وقد ورد الفضل الكبیر لزیارته سلام الله علیه
فعن الصادق علیه السلام قال : "إذا زرت أبا عبدالله علیه السلام فزره وأنت حزین مكروب أشعث مغبر جائع عطشان فإن الحسین علیه السلام قتل حزیناً مكروباً أشعثاً مغبراً جائعاً عطشان واسأله الحوائج وانصرف عنه ...".
عن الصادق علیه السلام : "من أتى قبر الحسین صلوات الله وسلامه علیه ماشیاً كتب الله له بكل خطوة ألف حسنة ومحى عنه ألف سیئة ورفع له ألف درجة فإذا أتیت الفراش فاغتسل وعلق نعلیك وامش حافیاً ومشی مشی الذلیل".
وفی الحدیث المعتبر عن معاویة بن وهب قال : "استأذنت على أبی عبدالله علیه السلام فقیل لی : ادخل ، فدخلت فوجدته فی مصلاه فی بیته ، فجلست حتى قضى صلاته فسمعته یناجی ربه وهو یقول :
یا من خصنا بالكرامة ووعدنا بالشفاعة وخصنا بالوصیة وأعطانا علم ما مضى وعلم ما بقی وجعل أفئدة من الناس تهوی إلینا إغفر لی ولإخوانی وزوار قبر أبی الحسین ، الذین أنفقوا أموالهم ، وأشخصوا أبدانهم رغبة فی برنا ، ورجاءً لما عندك فی صلتنا ،
وسروراً أدخلوه على نبیك ، وإجابة منهم لأمرنا ، وغیظاً أدخلوه على عدونا ، أرادوا بذلك رضاك ، فكافئهم عنا بالرضوان وأكلأهم باللیل والنهار ، واخلف على أهالیهم وأولادهم الذین خلفو بأحسن الخلف ، واصحبهم ، واكفهم غربتهم عن أوطانهم ، وما آثرونا به على أبنائهم وأهالیهم وقراباتهم.
اللهم إن أعدائنا عابو علیهم بخروجهم فلم ینههم ذلك عن الشخوص إلینا خلافاً منهم على من خالفنا. فارحم تلك الوجوه التی غیرتها الشمس وارحم تلك الخدود التی تتقلب على حفرة أبی عبدالله الحسین علیه السلام وارحم تلك الأعین التی جرت دموعها رحمة لنا وارحم تلك القلوب التی جزعت واحترقت لنا وارحم تلك الصرخة التی كانت لنا.
اللهم إنی استودعك تلك الأبدان وتلك الأنفس حتى توفیهم على الحوض یوم العطش الأكبر.
فمازال یدعو وهو ساجد بهذا الدعاء فلما انصرف قلت : جعلت فداك لو أن هذا الذی سمعت منك كان لمن لا یعرف الله عز وجل لظننت أن النار لا تطعم منه شیئاً أبداً ، والله لقد تمنیت أنی كنت زرته ولم أحج.فقال لی : ما أقربك منه؟! فما الذی یمنعك من زیارته؟ یا معاویة لم تدع ذلك؟
فقلت : جعلت فداك! لم أرَ أن الأمر یبلغ هذا كله!
فقال : یا معاویة ، من یدعو لزواره فی السماء أكثر ممن یدعو لهم فی الأرض".
اللهم ارزقنا
اثر خواندن زیارت عاشورا هر روز
برادرم را که مدتی بود فوت نموده در خواب دیدم با وضع و لباس خوبی که موجب شگفتی بود
گفتم :داداش دیگرآن دنیا کلاه چه کسی را برداشتی
گفت:من کلاه کسی را برنداشتم
گفتم :من تو را می شناستم این لباس و این موقعیت از آن تو نیست
شرکت در مراسم معنوی زیارت عاشورا
ابتدا باید بدانیم که این زیارت از معتبر زیارت های سید الشهداء هستش که علاوه بر زنده نگه داشتن یاد حضرت ابا عبدالله ابا الاحرار یه اشاراتی هم به نکات زیر شده است بنده زیاد وقت شریفتان را نمی گیرم* ارتباط حضرت سید الشهداء با انبیاء سابقین از آدم تا خاتم را دارد* اشاره به ریشه هائی که موجب بروز فاجعه عاشورا شدند
* معرفی شخصیتها ئی که پشت پرده به مصیبت عاشورا دامن زدند در جائی که می خوانیم و تنقبت یعنی کسانی بودن با امام رو برو می شدند که نقاب در چهرشان بود که یعنی امام نتواند انها را بشناسند * معرفی صحابه و پیروان آنها که پایه گذار جنایت عاشورا بودند از جمله حبیب بن مظاهر الاسدی و مسلم بن عوسجه که پیر ترین شخصی بود که در رکاب ابا عبدالله شهید شدند وحر بن یزید ریاحی که ماجرای ایشان را همه می دانند در اخرین لحظات عمر خود بعد از توبه ای که کرد در رکاب ابا عبد الله به شهادت رسید *ربط دادن مصیبت عاشورا به حادثه هائی که از اول تاریخ اسلام مطرح شده بود اصلا به امام می گفتند نقتلک بغضا لابیک تاکید برپیمان محبت بین دوستان اهل بیت انی سلم لمن سالمکم تاکید بردور بودن از دشمنان اهل بیت و حرب لمن حاربکم
تاکید بر پشتیبانی از دوستان پیامبر وال او وولی لمن والاکم وبر عدم همکاری با دشمنان اسلام و عدو لمن عاداکم مزیتهای دیگر این روایت مستقیما از امام صادق علیه السلام روایت شده
در برگیرنده دو شاخه مهم از شاخه های اسلام که عبارت از تولی اولیا خدا و تبری از دشمنان خدا این زیارتی است که همیشه می توان حضرت را با آن زیارت نمود و برای قضای حوائج دنیا بسیار موثر است مخصوصا اگه چهل بار خوانده شود برای سعادت اخروی بسیار موثر بطوری که عذاب قبر را از مقبره ای که زائر در آن دفن شود رفع می کند اینکه خود حضرت بازدید زیارت را در شب اول قبر انجام می دهد چنانچه نقل شد از خدا می خواهم که به این بنده حقیر توفیق بدهد که بتوانم چهل روز این زیارت را بخونم شما دوستان عزیزم برای من هم دعا کنید که بتوانم چهل روز این زیارت عاشورا را بخونم در ضمن شما دوستان هم می توانید یک روز را درخواست دهید و هم می توانید چهل روز را بخوانید التماس دعا
محمد رضا دوم محرم*مدیر کلوب سوم محرم*عاشق مهدی چهارم محرم*شهرام پنجم محرم*
یه بنده ششم محرم*فهد حزابی هفتم محرم*مادرم هشتم محرم*سیده میترا نهم محرم*شهرام دهم محرم*کریم حزباوی یازدهم محرم*فاطمه دوازدهم محرم*نسیم سیزدهم محرم*مریم جیگیل چهاردهم محرم *سید رضا مزرعه پانزدهم محرم*خانم جابری دزفولی شانزدهم محرم*حسین حزباوی هفدهم محرم*غلامعباس حبیبی هجدهم محرم*خواهرم نوزدهم محرم*خودم بیستم محرم *سید بدر بیست و یکم محرم * هجران یا آقای ظهور بیست و دوم محرم * علی حزباوی بیست و سوم محرم محمد رضا بیست و چهارم محرم *بیست و پنجم محرم جواد دریس بیست و ششم محرم شهرام * بیست و هفتم محرم شهرام *sahar6224 بیست و هشتم محرم محمد رضا بیست و نهم محرم *سی ام محرم زهرا یک صفر پونه *فاطمه دو صفر
آیت الله مکارم شیرازی
هتک حرمت به ساحت مقدس امام خمینی(قدس سره)، هتک و اهانت به تمام ارزشهای انقلاب و اهانت به خون شهیدان انقلاب اسلامی و همچنین اهانت به تمام ملت ایران است.
حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی، امروز در آغاز درس خارج فقه خود با اشاره به اهانتی که به ساحت مقدس امام خمینی(قدس سره) صورت گرفته است، اظهار داشتند: سرچشمه این اهانت ممکن است از روی جهل، نادانی یا از سوی مغرضان و ضد انقلاب و یا عامل نفوذی صورت گرفته باشد تا میان مسلمانان اختلاف بیاندازند.
ایشان تصریح کردند: هتک حرمت به ساحت مقدس امام خمینی(قدس سره)، هتک و اهانت به تمام ارزشهای انقلاب و اهانت به خون شهیدان انقلاب اسلامی و همچنین اهانت به تمام ملت ایران است.
معظم له خاطر نشان کردند: وفاداران به انقلاب باید این هتک حرمت را محکوم کنند و اجازه ندهند سدها یکی پس از دیگری شکسته و قداستها از میان برداشته شود و نسبت به انقلاب و نظام سستی و وهنی صورت گیرد.
21/9/1388
آخرین پستها
شب نهم ذی القعده پنجشنبه 12 آبان 1390
دحو الارض یکشنبه 1 آبان 1390
وای حسین کشته شد (سالروز عاشورای شمسی): جمعه 22 مهر 1390
ویژه نامه میلاد فرخنده حضرت معصومه(س){دهه كرامت} و گرامیداشت روز دختر پنجشنبه 7 مهر 1390
القدس لنا پنجشنبه 3 شهریور 1390
این الرجبیون-امام خمینى(ره) در محضر معصومان علیهم السلام جمعه 13 خرداد 1390
ختم صلوات تا ظهور حجه بن الحسن العسکری شنبه 15 خرداد 1389
ختم صلوات یک میلیونی تا شهادت حضرت زهرا یکشنبه 15 فروردین 1389
جلوه هایی از سیره قرآنی پیامبر دوشنبه 10 اسفند 1388
شهادت حضرت رقیه سه شنبه 29 دی 1388
زیارت اربعین شنبه 26 دی 1388
اثر خواندن زیارت عاشورا هر روز پنجشنبه 24 دی 1388
شرکت در مراسم معنوی زیارت عاشورا دوشنبه 30 آذر 1388
آیت الله مکارم شیرازی یکشنبه 22 آذر 1388
لیست آخرین پستها
تبلیغات 
